ابراهيم عاملي ( موثق )

415

تفسير عاملي ( فارسي )

از دلش بيرون كند زيرا اصل عفو بمعنى محو و پاك كردن است ليكن بخشش آنچه زيادى بر مخارج ضرورى است روش خاصّان است . امّا مردم خاصّ الخاصّ كه خود را بدرستى تربيت كرده‌اند ديگران را بر خود ترجيح ميدهند و با آنكه محتاجند مىبخشند و اين آيه : « وَيُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ » اشاره به آنها است : حسين واعظى كاشفى گفته است : مايه‌ى توفيق كرم كردن است گنج يقين ترك درم كردن است زاد ره مرد ، زنان دادن است زندگى عشق ز جان دادن است پس بخشش عوام مال است و بخشش خواصّ دادن جان است و اين كم است . هست جوانمرد درم صد هزار كار چو با جان فتد آن است كار پيغمبر ص امر بتصدّق فرمود و مردم ميدادند و ابو امامه‌ى باهلى لب مىجنباند ، پيغمبر پرسيد چه ميگوئى ؟ عرض كرد : من مال ندارم كه بدهم در عوض اين جمله‌ها را مىگويم : « سبحان اللَّه و الحمد للَّه و اللَّه اكبر » . تا زنده‌ايم ذكر لبش در زبان ما است يادش انيس و مونس جان و روان ماست * ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى ) * - 219 كشف نوشته است : چندانكه توانى يتيمان را بنواز كه ايشان درماندگان و اندوهگنان خلقند . فرمان درآمد كه اى مهتر عالميان و چراغ جهانيان يتيمان را واپناه خود گير كه سراپرده‌ى حسرت جز بفناء دل ايشان نزدند و حسرتيان را بنزديك ما مقدار است اى مهتر تو را كه يتيم كرديم از آن كرديم تا درد دل ايشان بدانى ، ايشان را نيكو دارى . با تو در فقر و يتيمى ما چه كرديم از كرم تو همان كن اى كريم از خلق خود بر خلق ما اى يتيمى ديده اكنون با يتيمان لطف كن اى غريبى كرده اكنون با غريبان كن سخا انس مالك گفت : روزى مصطفى ص در شاهراه مدينه مىرفت يتيمى را ديد كه كودكان بر وى جمع آمده بودند و او را خار و خجل كرده بودند و آن يتيم ميگريست و در خاك ميغلتيد ، رسول خدا چون آن كودك را چنان ديد بر وى ببخشود و بر وى بايستاد گفت :